مردتنها

جملات زیبا

**چارلی چاپلین: وقتی زندگی ۱۰۰ دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو ۱۰۰۰ دلیل برای خندیدن به اون نشون بده
 
فهمیدن عشق را چه مشکل کردند ما را ز درون خویش غافل کردند انگار کسی به فکر ماهی ها نیست سهراب بیا که آب را گل کردند
 
ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 خرداد1389ساعت 13:31  توسط عزیزی  | 

جملات زیبا

**چارلی چاپلین: وقتی زندگی ۱۰۰ دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو ۱۰۰۰ دلیل برای خندیدن به اون نشون بده
 
فهمیدن عشق را چه مشکل کردند ما را ز درون خویش غافل کردند انگار کسی به فکر ماهی ها نیست سهراب بیا که آب را گل کردند
 
ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 خرداد1389ساعت 13:30  توسط عزیزی  | 

جملات زیبا

**چارلی چاپلین: وقتی زندگی ۱۰۰ دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو ۱۰۰۰ دلیل برای خندیدن به اون نشون بده
 
فهمیدن عشق را چه مشکل کردند ما را ز درون خویش غافل کردند انگار کسی به فکر ماهی ها نیست سهراب بیا که آب را گل کردند
 
ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 خرداد1389ساعت 13:30  توسط عزیزی  | 

چشم سیاه

تو را هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم چون تو پاک هستی می توانم تو را خط خطی کنم که آن وقت در زندان خط هایم برای همیشه ماندگار میشوی و وقتی که نیستی بی رنگی روزهایم را با مداد رنگی های یادت رنگ می زنم
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 خرداد1389ساعت 13:27  توسط عزیزی  | 

آرامش

ع+ش+ق 

سراسر زندگی انسان بر روی زمین در همین خلاصه می شود: یافتن بخش دیگر...

مهم نیست که وانمود کند در جستجوی حکمت است یا پول یا قدرت یا ...

اگر نتواند بخش دیگر خودش را بیابد هر آنچه به دست آورد ناقص خواهد بود.

فراتر از همه چیز مسئول آنیم که در هرزندگی دست کم یکبار با بخش دیگر خود که در راه ما تجلی خواهد کرد یگانه شویم.

حتی اگر فقط برای چند لحظه باشد....

زیرا این لحظات عشقی چنان عظیم به همراه خواهد داشت که بقیه ی عمر ما را توجیه میکند...

 قلب شما در سکوت و آرامش ، به اسرار روزها و شبها شناخت می یابد

ولی گوشهایتان در حسرت و آرزویند که آوای چنین شناختی را که بر قلبهایتان فرود می آید ، بشنوند .

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 خرداد1389ساعت 9:55  توسط عزیزی  | 

جمله های خوندنی

 

چندتا جمله....

یک بچه همواره می تواند سه چیز به یک آدم بزرگ بیاموزد : 1 - شاد بودن بدون دلیل 2- دائم به کاری مشغول بودن 3- تقاضا کردن آنچه با تمام وجود می خواهد

 گرچه سكوت بلندترین فریاد عالم است ولی گوشم دیگر طاقت فریادهای تو را ندارد كمی با من حرف بزن

 افسوس ... آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم آن زمان که دوستمان دارند لجبازی میکنیم و بعد برای آنچه از دست رفته آه میکشیم

 در دنیا فقط یک قلب برای تو می تپد اون هم قلب خودته

 شادترین فراد لزوماً بهترین چیز ها را ندارند ، آن ها فقط از آنچه در راهشان است ، بهترین استفاده را می کنند .

 گل ته کفشی که لگد مالش می کند را نیز خوشبو می کند !

 هرچه قفس تنگ تر باشد ، آزادی شیرین تر به نظر می رسد .

 مردان شجاع فرصت می آفرینند و ترسوها و ضعیفان منتظر فرصت می نشینند

 از دیروز بهره ببر ، در حال زندگی کن و به فکر فردا باش .

 مرد بزرگ به خود سخت می گیرد و مرد کوچک به دیگران .

 بهترین دوست آن کسی است که بتوانی با او روی یک سکو بنشینی و چیزی نگویی و وقتی ازش دور می شوی ، حس کنی که بهترین گفت و گوی عمرت را داشته ای .

 اگر یک سیب قرمز را گاز زدی و یک کرم درسته دیدی ، اصلاً ناراحت نشو ! وقتی غمگین باش که یک کرم نصفه ببینی !

 آدمی فقط در یک صورت حق دارد تا به دیگری از بالا نگاه کند! و آن زمانی است که بخواهد دست اورا که بر زمین افتاده است بگیرد تا اورا بلند کند!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 اردیبهشت1389ساعت 14:15  توسط عزیزی  | 

دل نگرانم

دل نگران

دل نگران دل نگرانم

که وقتی

        ماه از محاق درنخواهد آمد

وخورشید

       برای دمیدن آبستن نیست

دل نگران دل نگرانم

 که وقتی

     چکاوکان به بام خاطره ها

به یادبود روزگاران گذشته

سرود هم آوازی سرنمی دهند

دل نگران دل نگرانم

که وقتی

       در امتداد کوچه باغ پاییز

خش خش برگ خزان

سکوت ممتد ثانیه ها را درهم نمی شکند

دل نگران دل نگرانم

برای نگاهی بی واسطه

در عمق آیینه زنگار گرفته ای

که طلوع بودن را تکثیر نمی کند

دل نگران دل نگرانم

که آسمان آبی چشمانت

میان ابرهای دژخیم خونبار خونباراست 

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 فروردین1389ساعت 8:33  توسط عزیزی  | 

عشق من

              تو را از بین صدها گل جدا کردم

           تو قلبم جشن عشقت رو به پا کرم

                          برای نقطه ی پایان تنهایی

         تو تنها اسمی هستی که صدا کردم

      عشق من                           عشق من

   بگو از پاکی چشمت...من و لبریز خواستن کن

    با دستات حلقه ای از گل بساز و گردن من کن

           اگه از مرگ باور ها از ادم ها دلم سرده

     نوازش کن تو دستام رو که خیلی وقت یخ کرده

+ نوشته شده در  شنبه 15 اسفند1388ساعت 11:49  توسط عزیزی  | 

کوچه دلتنگی

آنگاه که پا به کوچه های دلتنگی گذاشتم

تا از میان هزاران صدای خسته مرحم لحظه های تلخم را بیابم

تنها طنین نغمه های تو بود که مرحم زخم هایم شد

دوست دارم تمام یاس های وجودم و گلهای محبت دلم

و تمام نیلوفرهای باغ احساسم را بچینم

و به مناسبت شکوفا شدن زندگی ات تقدیم تو کنم

تویی که لحظه لحظه بودنت ذره ذره وجودم را تفسیر می کند

+ نوشته شده در  شنبه 15 اسفند1388ساعت 11:43  توسط عزیزی  | 

توتنها بهونه ای...

 در کنج دلم دنج میشوی

                             با هر طپش

                                        به نو عی تفسیر٬  تکثیر میشوی

چگونه بگویم ؟!!

               که نگاهم فریاد دلم است..

                                     که دستهای دلم

                                                              قد بر افراشته اند ....

به التماس بلند

                   به قطر فریاد

                                    که روزهای بی تو سپری میشوند

اما......

                                               من و تو را زار میزنند 

که همیشه

             با هر طپش

                                     مینوازمت

                                     میخوانمت

 تو تنها بهانه ای

               بهانه ...... بهانه.....

+ نوشته شده در  شنبه 15 اسفند1388ساعت 11:41  توسط عزیزی  | 

ای نازنین

آه اگر روزی نگاه تو
مونس چشمان من باشد
قلعه سنگین تنهایی
چهار دیوارش ز هم پاشد
آه اگر دستان خوب تو
حامی دستان من باشد
قلعه سنگین تنهایی

چهار دیوارش ز هم پاشید

يك نفر هست كه از پنجره‌ها
نرم و آهسته مرا مي‌خواند
گرمي لهجه باراني او
تا ابد توي دلم مي‌ماند
يك نفر هست كه در پرده شب
طرح لبخند سپيدش پيداست‌

مثل لحظات خوش كودكي‌ام‌
پر ز عطر نفس شب‌بوهاست‌
يك نفر هست كه چون چلچله‌ها
روز و شب شيفته پرواز است
توي چشمش چمني از احساس
توي دستش سبد آواز است
يك نفر هست كه يادش هر روز
چون گلي توي دلم مي‌رويد
آسمان، باد، كبوتر، باران‌
قصه‌اش را به زمين مي‌گويد
يك نفر هست كه از راه دراز

باز پيوسته مرا مي‌خواند

 

+ نوشته شده در  شنبه 15 اسفند1388ساعت 10:26  توسط عزیزی  | 

مگه دخترا چی دارن...

والا من نميدونم اين دخترا چي دارن كه همه ازشون دفاع ميكنن(الان براتون براتون چندتا مثال ميزنم تا با من هم عقيده شين):

1-وقتي يه دختر تيپ ميزنه و ارواح عمش پسر كش ميشه همه ميگن به به به چه تيپي داره ماشاا... حالا اگه يه پسر تيپ بزنه همه ميگن واه واه واه انگار آخرزمونه0

2-وقتي يه مرد خيابونو با پيست اشتباه ميگيره ميگن maaaaa دست فرمونو ولي اگه يه زن تو رانندگي يه اشتباهي بكنه همه ميگن برو تو آشپز خونت قرمه سبزي تو بپز.

3-وقتي بچه خوب بار مياد همه ميگن نگا تورو خدا كپه باباشه ولي وقتي بد بار مياد ميگن از بس اين مامانش پاي تيليف(تلفن)نشست اين بچه اين طوري شد.

حالا تا بقيش يادم بياد يه جوك بگم براتون :يه روز يه زنه از تو كيف شوهرش يه شماره پيدا ميكنه كه روش نوشته جني ميزنه تو سر مرده يارو ميگه چرا ميزني؟ زنه ميگه اين چيه(البته به همراه كلمات ركيك)يارو ميگه اين شماره اسبي كه روش شرط بستم و موضوع خاتمه پيدا ميكنه چند روز بعد دوباره زنه ميزنه تو سر شوهرش ميگه اين بار چرا زدي؟ ميگه آخه اسبت زنگ زدhahaha

بقيش يادم نمياد فعلا باي باي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 بهمن1388ساعت 14:33  توسط عزیزی  | 

اینم بخاطرخوشحالی جیگرم

  پسرا عینک میزن به اون چشاشون         پسرا ژل میزنن به اون موهاشون

                                              اوا خاک بر سراشون

  پسرا ریش میزارن زیر چونه هاشون        پرفسور میشن جون ننه هاشون

                                             اوا خاک بر سراشون

  پسرا کت میپوشن قد باباهاشون             کلاسور میزارن زیر بغلاشون

                                             اوا خاک بر سراشون

 کروات میزنن اون خوشگلاشون                واسه دوست دختراشون

                                            اوا خاک بر سراشون

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 بهمن1388ساعت 14:28  توسط عزیزی  | 

عشق یعنی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 بهمن1388ساعت 10:2  توسط عزیزی  | 

یاتو یاهیچکس

                            
                            
+ نوشته شده در  شنبه 10 بهمن1388ساعت 13:56  توسط عزیزی  | 

فدای یه نگات

 

روزي تمام احساسات آدمي گرد هم جمع مي شن و غايم موشک بازي ميکنن ديوانگي چشم ميذاره همه مي رن قایم ميشن تنبلي اون نزديکا قایم ميشه حسادت ميره اون ورقایم ميشه عشق مي ره پشت يه گل رز ديوانگي همه رو پيدا مي کنه به جز عشق حسادت عشق رو لو ميده و به ديوانگي ميگه که رفت پشت گل رز عشق نمياد بيرون ديوانگي هرچي صدا مي زنه عشق بيا بيرون ديوانگي هم يه خنجر ور ميداره همينطور رز رو با خنجرش مي زنه تا عشق پيدا بشه يک دفعه عشق ميگه آخ چشمو کور کردی ديوانگي اشک مي ريزه به دست و پاي عشق بهش مي گه من چشم تو رو کور کردم تو هر کاري بگي من انجام ميدم عشق فقط يک چيز از اون می خواد بهش مي گه با من هم درد شو از اون وقت به بعد ديوانگي همدرد عشق کور شد و بس.

 اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت این منم چون گل یاس نشستم سر راهت تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم

+ نوشته شده در  شنبه 10 بهمن1388ساعت 9:42  توسط عزیزی  | 

بهت قول نمی دم

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم

+ نوشته شده در  شنبه 10 بهمن1388ساعت 9:36  توسط عزیزی  | 

لطیفه های روز درباره خوشه بندی ها !

در مراسم خواستگاري
مادر دختر: خوب آقا زاده به سلامتي تو خوشه چندن؟
مادر پسر: راستش اس ام اس زده گفتن خوشه3 ولي قراره اعتراض كنه بذارنش توخوشه2
مادر دختر: ما اصلا رسم نداريم داماد تو خوشه پايين تر از سه باشه، از الان گفته باشم...

درصف نانوايي
مشتري به شاطر: خدا بهت بركت بده شاطر!
شاطر: دعا كن تو خوشه يك بذارنم.

در اداره
كارمند خوش شانس به همكاران: آقايون خوشه سومي، حاجي تون تو خوشه يك رفته، خلاصه تعارف نكنين، پول مول خواستين درخدمتيم.

در آرايشگاه زنانه
شمسي خانم: شوهرم به اداره آمار اس ام اس زده، گفتن شما تو خوشه چهارين!
فخري خانم: اين كه چيزي نيس. شوهر من اس ام اس زده به اداره آمار كه اگه واسه يارانه پول كم آوردين، عددشو بفرستين تا چكشو بكشم!

در پياده رو
دستفروش: كوپن، بن كارمندي، عكس، پاسور، خوشه ...
+ نوشته شده در  شنبه 10 بهمن1388ساعت 8:55  توسط عزیزی  | 

قصه ی عشق جول وگول

  وقتي كه جول عاشق شدپائيز بود و خنك بود 

نو آسمون آرزوهاش هزارتا بادکنك بود 

تنگ بلوري دلش درست مثل دل گول

جولی لبش پریده بود همش ترك بود

 وقتي كه جول عاشق شدچيزي ازگول نخواست 

توقعش فقط يه كم نوازش بود

 چه روزا كه باهم مسابقه مي ذاشتن

مسابقه کم نظیر دوست داشتن بود

بشتروقتها جولی پیروز می شد بعضی وقتا گولی

مسابقه شعرگفتنم داشتن

اینم جولی درش استادبود

ولی توعاشقی به پای گول نرسید

گول عاشق بود و جول معشوق

گول فرهاد بودو جول شیرین

گول مجنون بود وجول لیلی

خلاصه مسابقه تموم شد

حیف زودتموم شد

چون تازه عشقشون گر کرده 

حرفای عاشقانه

دلهای صادقانه

گول بودو جولم بود

دوتادلدار دوتاهمراز دوتاعاشق و.....

ولی اینو بگم حرفم تموم بشه 

بخاین نخاین گول عاشقه جوله

دوستش داره همتون اینو بدونید

یادتون نره ها

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 بهمن1388ساعت 16:52  توسط عزیزی  | 

اینم تقدیم به تو

 

دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی

دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی

دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی

دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی

دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی

دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی

دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی

 

صدبار مرا زمانه در هم کوبید

 

هر پاره استخوانم از غم پوسید

 

تنها تو شدی بهانه بودن من

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 بهمن1388ساعت 16:23  توسط عزیزی  | 

خدایامنم عشقمو میخام

خدایا منم مثله همه

 منم عشقمو می خوام

 خدایا من دیگه طاقت

                ندارمممممممممممممممممممممممممممم

 عشقه من تو رو خدا بیا پیشم تو رو خدااااااااااااااااااااااااا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 بهمن1388ساعت 16:20  توسط عزیزی  | 

تنهاعشقم

تقدیم به اسمون خودم عشقم s

به قلبم حق میدهم که تنها تو را میخواهد چون تو اولین و

آخرین عشق واقعی و همدلی هستی که در اعماق قلبم

 

نشسته ای و کسی هستی که میتوانی قلبم را برای

 

همیشه نزد خود نگه داری و با حضورت در قلبم انتظار آن

 

را برآورده کنی چونکه تو لایق آن هستی عزیزم

 

  

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 بهمن1388ساعت 16:17  توسط عزیزی  | 

تورودوست دارم

                تورو دوست دارم                   نه بخاطر این که مثل گل زیبای

تورو دوست دارم                   نه بخاطر این که مثل دریا خروشانی

تورو دوست دارم                    نه بخاطر این که مثل آفتاب سوزانی

تورو دوست دارم               نه بخاطر این که قلب تو در قلب من است

     تو رو دوست دارم                         

                به  خاطر این که تنها امیدم هستی                                    

  به  خاطر این که نفس من هستی                      

                     

+ نوشته شده در  شنبه 3 بهمن1388ساعت 8:52  توسط عزیزی  | 

آخرین نگاه

هیچگاه

آخرین نگاهت

را فراموش نمی کنم

نگاهی

سر شار از

عشق دوست داشتن وصمیمیت ومحبت

امروز

یکسال از آن روز می گذرد

ومن هنوزهم عاشقانه دوستت دارم ......

صداقت

در گوشم زمزمه می شود

ونگاهت

 در ذهنم مجسم

وباز من تو را می خواهم

نه خیالت را

دوستت دارم عزیزم نفسم

+ نوشته شده در  شنبه 3 بهمن1388ساعت 8:42  توسط عزیزی  |